گورهای بی نشان
در تلالو اشک ها بر خاک بی حاصل
چشم ها گم در امتداد افق
در گذر کشنده ثانیه ها
تن های پاره پاره ، متلاشی
درگورهای جمعی
جدا از جان
رها در آینده های همیشه
رها در فراموشی باد و باران
اشک ها
در جاده های بی پایان جستجو و
قلب هایی که تا ته این راه را
با شما تپیده اند
نوشته شده توسط غلامرضا نصراللهی در ساعت 16:51 | لینک |
* به یاد محسن انصاری پور ، آنکه تجسم شرافت و انسانیت و کوه صبر در توفان رنج بود
گوشه ی بیمارستان افتاده از نفس کلیه ها
افتاده از نفس نگاه غمبار
تصفیه حساب با گلبول های سرگردان
و ثانیه های معلق
که قطره قطره از مجرای سرم فرو می ریزند
پنجره آسمان 45 سالگیش را قاب گرفته
همین 45 سالگی که قاب می شود در سنگ
خاک می شود در خاک
تخت شماره 20 امشب خالی است
25 / 12 / 1395
نوشته شده توسط غلامرضا نصراللهی در ساعت 4:20 | لینک |